تبليغاتX
محمد مهدی کوچولو .. و خاطراتش
محمد مهدی کوچولو .. و خاطراتش
روز نوشت های مامان و بابای " محمدمهدی " برای سالهای دورش

 

بابایی امروز یه شعر نوشته و داد که با اون به محمد مهدی بالا و پائین و راست وچپ رو آموزش بدم

کاشکی بابایی بیشتر براش بنویسه .. بابایی ممنونیم

 

 

مهدی جون چشماتو وا کن

به بالا سرت نگا گن

یه پرنده رو درخته

دستتو  براش بالاکن

 

زیر پات یه جوی آبه

توش یه ماهی خواب خوابه

رنگ اون سرخ اناری

پولکاش هم بی حسابه

 

دست راست بابا نشسته

سر کار بوده و خسته

یه بوسش کن رو پیشونیش

بهش بگو خستگی بسه

 

دست چپ مامان خونه

با چادر نماز می خونه

نباید مزاحمش شد

اینو مهدی خوب میدونه




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم تیر 1388 توسط مامان محمد مهدی
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   نويسندگان

   پيوند ها

   پيوندهاي روزانه


Blog Skin